سلام
پنجشنبه 12 اسفند 1389
همچنان بحث پیرامون آیه "ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون" است و بیان محبت کم به ظالم و وعده عذاب الهی است.
سلام
لطفا جهت مشاهده خلاصه ها به سایت اصلی مراجعه شود:
www.ommeabiha.ir
بسمه تعالی
تاریخ سخنرانی: پنجشنبه 28 بهمن 1389
آیه مورد بحث: ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون
موضوع جلسه: محبت کم نسبت به ظالم موجب کافر شدن و معذب شدن به عذاب آخرتی
چکیده:
در آیه شریفه از کمترین علاقه به ظالم نهی شده است و ظلم فقط به کشتن انسانهای دیگر گفته نمیشود بلکه فسق و گناه (ظلم به خود) را نیز شامل میشود و طبق آیه کمترین مقدار علاقه به ظالم، موجب عذاب و آتش در قیامت میشود. به خاطر اینکه دستور خداوند متعال در، امر و فرمان فقهی(احکام) نیست- زیرا در فقه حرکات فیزیکی انسان، مورد نظر است در حالیکه در این آیه یک فرمان قلبی(محبت) موردنظر است- و نیز میبایست بین عملکرد ناپسند شخص و عقاب او تناسب وجود داشته باشدو اینکه عبارت آخر آیه (ثم لاتنصرون) اشاره به شامل نشدن شفاعت در آخرت را بیان میفرماید. در نتیجه محبت کم به ظالم مساوی مرتبه ای از کفر به خداوند متعال میباشد با این توضیح که انسانها از جهت اتصال و انقطاع از خداوند متفاوت هستند و تنها معصومین (علیهم السلام) اتصال کامل دارند. شخصی که میداند "هر نوع توجه قلب و روح به غیر خداوند متعال (میل کم به ظالم)، میزان انقطاع از خداوند را بیشتر میکند." ولی با این حال به خاطر منافع دنیوی از سوی ظالم به او میل پیدا میکند، این شخص کافر است. حق تعال آنقدر جذابیت دارد که اگر انسان در وجود خود مانع (مثل میل به ظالم) نداشته باشد، حتماً جذب حق تعالی میشود.
بسمه تعالی
تاریخ سخنرانی: پنجشنبه 15 بهمن 1389
آیه مورد بحث: ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون
موضوع جلسه: ولی شناسی تنها راه ولی دوستی و خدا دوستی
چکیده:
اولین نقطه شروع و آغاز دینداری، شناخت اولیائ خدا و توجه به فضائل ایشان است تا کم کم محبت ایشان در قلب ایجاد شود. زیرا فطرت و احساسات سالم، فضائل و خوبیها و رذائل و بدیها را تشخیص میدهد و بطور غیر ارادی محبت و بغض در دل ایجاد میشود. تنها این محبت استکه زمینه برای ایمان و معرفت و محبت نسبت به خداوند میباشد(من عرفکم فقد عرف الله، من احبکم فقد احب الله، من اراد الله بدأ بکم – فرازهایی از زیارت جامعه کبیره). کمترین ورود در ناحیه توحید، محبت کم نسبت به خداوند و اولیاء اوست و کمترین خروج از ناحیه توحید و ورود به ناحیه شرک و کفر، میل به ظالمین و طاغوت است(ظالم فرد مشرک به شرک خفی را نیز شامل میشود). انسان تا با فرمایشات و اخلاق و فضائل اولیاء خدا مأنوس نشود، راهی به خداشناسی ندارد.
بسمه تعالی
تاریخ سخنرانی: پنجشنبه 7 بهمن 1389
آیه مورد بحث: ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون
موضوع جلسه: ضرورت اشاره به متن فرمایشات و نام ائمه در انتقال معارف دینی
چکیده:
شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام) برای بیان حقایق دینی (اصول عقاید - اخلاق اسلامی - احکام) تا جایی که میتوانند باید به متن منابع روایی اشاره کنند و سعی کنند نام ائمه را نیز ذکر کنند. شایسته است که در مورد اثرات و خواص تربت امام حسین (علیه السلام) تنها به بیان دلایل عقلی بر فضایل آن اکتفا نکنند و روایاتی که از معصومین در مورد فضیلت سجده بر تربت امام حسین (علیه السلام) آمده را نقل کنند. اگر کسی فضایل امام حسین (علیه السلام) را بشنود و نسبت به ایشان محبت پیدا نکند، در قلب او ایمان نیز وارد نخواهد شد.
بسمه تعالی
تاریخ سخنرانی: پنجشنبه 30 دی 1389
آیه مورد بحث: ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون
موضوع جلسه: محبت به حق تعالی، تنها ریشه ایمان
چکیده:
محبت در قرآن هم از سوی بنده نسبت به خداوند آمده است و هم از سوی خداوند نسبت به بنده آمده است و یک حقیقت دو طرفه معرفی شده است. تنها ریشه ایمان به حق تعالی، محبت عبد نسبت به خداوند است که آغاز آن از کمترین میزان محبت نسبت به حضرت حق میباشد. ریشه محبت به طور کلی، احساس یا ادراک حسن و خوبی در محبوب است. احساس، مربوط به مشاهده و توجه به حسن ظاهری، توسط حواس ظاهری میباشد و مصادیق بسیاری دارد. ادراک حسن، توجه عقلانی به خوبی معنوی و باطنی محبوب میباشد و نیازمند قوه عاقله بالفعل و قوی است که مصادیق کمی دارد. اگر صفات و غرایز حیوانی بر انسانی مسلط و چیره شوند، مانع ایجاد محبت در برابر جذابیتهای معنوی میشوند.
تاریخ سخنرانی: پنجشنبه 23 دی 1389
آیه مورد بحث: ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون
موضوع جلسه: نقش حب و بغض با معیارهای الهی در سعادت انسان
اسلام دارای دو بعد و مرتبه میباشد، یکی سطح ظاهری که منافع دنیوی ظاهری دارد و دیگری مرتبه باطن آن که عبارت از ایمان به خداوند متعال میباشد که جایگاه آن درون و باطن انسان است. انسان بعد از ایمان به خداوند متعال و توجه به احسان و نعمتهای او بی اختیار نسبت به او و نیز پس از آن به دوستان خداوند محبت پیدا میکند. وقتی دستوری درباره دوست داشتن اولیاء خدا داریم و ما میدانیم که محبت بدون اختیار در انسان ایجاد میشود، منظور این است که باید با توجه نمودن به فضائل و فرهنگ جذاب ایشان، موجب ایجاد محبت فطری درون خود شویم. با اینکه نفرت از ظالم، فطری هر انسان است، گاهی به خاطر اینکه ظلم نمودن شخص ظالم باعث منافع مادی و دنیوی برای انسان میشود به سمت او میل پیدا میکند و موجب تاریکی باطن او میشود و به همین دلیل دستور داریم که از ورود این نوع محبتها به درون خود جلوگیری کنید.
بسمه تعالی
تاریخ سخنرانی: پنجشنبه 16 دی 1389
آیه مورد بحث: یا ایها الذین آمنوا ادخلو فی السلم کافه و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین
موضوع جلسه: گامهای عرضی و طولی شیطان
چکیده:
در آیه بعد از دستور ورود به فضای تسلیم در چند مرحله، فرمان پیروی نکردن از گامهای شیطان داده شده است. گامهای شیطان به دو صورت قابل تصور می باشد: اول گامهای عرضی، یعنی در عرض محبت به خداوند و هر چیز خدایی، محبتهای موازی غیر الهی ایجاد شود که فراتر از حد مجاز خود باشد. دوم گامهای طولی، یعنی هر نوع محبت غیر الهی دارای مراتبی می باشد که پشت سر هم و در طول هم قرار دارند و پیروی از شیطان موجب عمیقتر شدن این محبتها میشود. مانند تاثیر تدریجی گناه در تاریکی قلب و باطن انسان. یکی از مواردی که نتیجه پیروی از شیطان است ایجاد اختلاف است.
